33 هفتگی
سلام بر جوجو نازنازی من
امیر مهدی گلم خوبی قند عسل مامان؟ این روزها شیطون شدی مادر به فدات
یه وقتهایی حس میکنم داری دل و رودمو میجویی یا نیشگون میگیری
از بس که فشار میاری به دلم بعضی وقتام حس میکنم پاهات لای دنده هام گیر کرده حس میکنم الانه که دندهام بشکنن اینقدر زور میزنی عزیز دلم
ولی تو راحت باش عزیزم هر کاری هم دوست داری بکن قربون دست و پاهای کوچولوت بشم من ![]()
امروز شدی 
هفته
هورا همش 5 یا 6 هفته دیگه داری
یعنی 35 یا 42 روز دیگه پیشمونی تقریبا میشه عید فطر
وای که تا اون موقع من میمیرم از بس دیر میگذره 
راستی دایی برات از بوشهر یه پتو گرفته و خاله بابایی هم یه پتو دیگه که از مکه آوردن فرستاده مبارکت باشه عزیز دلم
من و بابایی بد جوری منتظرتیم عزیم
بابایی میگفت دوست داره زودتر دنیای بیا بزرگ بشی دستتو بگیره برین بیرون خرید کنین برین پارک با هم دیگه منم از این ور دلم ضعف میرفت برات
دوست دارم امیر مهدی جونم 




33 هفتگی 






